تبليغاتX
وفاداران ایلیا م رام الله
 اطلاعیه

بنابر تصمیم مصوب مرکز حامیم ( مرکز حامیان ایلیا «میم»)  با توجه به شرایط جدید، تا اطلاع ثانوی، کلیه وبلاگها و سایتهایی که به نحوی در حمایت از معلم بزرگ ایلیا «میم»  فعالیت دارند، به روز نخواهند شد مگر در موارد معلوم و هماهنگ.

 

13/4/87

|+| نوشته شده توسط وفادار استاد در شنبه پانزدهم تیر 1387  |
 استاد ايليا رام الله (پيمان فتاحي)

«زندگی خودتان را بکنید اما بگذارید تا وجودتان و فضای زندگیتان از حضور خداوند و عشق به او سرشار گردد. در تبعیت از جریان هدایت الهی و در ارتباط با روح خداوند زندگی کنید ....    تسلیم خداوند ، در خدمت او  و تحت اختیارش باشید ....     ابن گونه زندگی متعالی را تجربه نموده و از هر تغییر وتحولی بی نیاز خواهید بود . زیرا ، در آنوقت ، شما هستید و همانید که هستید .....»

برگرفته از كتاب جريان هدايت الهي – استاد ايليا رام الله (پيمان فتاحي)

|+| نوشته شده توسط وفادار استاد در یکشنبه دوم دی 1386  |
 از سری تعالیم استاد ایلیا رام الله

" شاه خفته"

وضعیت زندگی انسان به پادشاهی می ماند که   در خواب است. پادشاه در خواب ، هویت و مقام خود را که پادشاهی و فرمانروایی است ،  فراموش می کند. پادشاه خواب ، می بیند که دیگر پادشاه نیست.

ضعیف و ناتوان گشته ، محتاج و فقیر شده ، دیگر خبری از آن همه قدرت و جلال نیست ، می بایست مانند ضعیفان و محرومان زندگی کند.  در رویای خود آرزو می کند که ای کاش پادشاه بود و زندگی شاهانه داشت.غافل از اینکه در حقیقت هم پادشاه است و هم از زندگی شاهانه بهره مند ، تنها در خواب و غفلت است.

طبیعی است که پادشاه بر اثر این رویاهای آزاردهنده رنج بکشد ، افسرده و مضطرب شود و بر اثر این رویاهای گاه شاد کننده و گاه ناراحت کننده ، دمی خوشحال و دمی در رنج و اندوه باشد. حتی ممکن است پادشاه در رویاهای خود برنامه ای را برای رسیدن به مقام و هویت پادشاهی ( طبیعت الهی ) طراحی و طی کند. در این صورت برای رسیدن به پادشاهی ( دروغین و توهمی ) خود به سال ها وقت نیاز دارد. در رویای خود ( در عالم توهم ) راه پادشاهی را می پیماید ، فرصت  و نیروی خویش  را بیهوده هدر می دهد. زیرا اگر بر فرض موفق هم بشود  و در رویای خود به پادشاهی دست یابد ، بازهم شکست خورده و تنها به تصویری سراب گونه و پوچ دست یافته است.

به نظر شما بری اینکه این پادشاه در خواب ( انسان با طبیعت الهی ) دوباره به مقام پادشاهی خود دست سابد و دوباره زندگی شاهانه را تجربه نماید ، چکار باید بکند ؟

برای اینکه پادشاه به لحظات ناپایدار رنج و لذت ، شادی و اندوه ، پستی  وبزرگی خود پایان دهد ، چکار باید بکند ؟ ...

بسیاری از مکاتب بشری چنانند که گویی راه حلشان اینست که این پادشاه خوابیده در رویاهای خود مراحل پادشاهی را طی کند ، برای آن زحمت بکشد و کوشش کند تا بلکه در رویاهای خود به پادشاهی نایل شود. اما اگر برفرض بتواند در رویاهای خود چنینی مراحلی را طی کند ، آیا این پادشاهی ارزش دارد؟ آیا چیزی جز شکستی بزرگ است ؟ زیرا حداقل مرگ ، او را بزودی از این رویا بیرون می آورد و پادشاه در می یابد ، آن زمان که باید بیدار می بود ، خفته بود ...

آنها حتما برای حل رنج ها ، فشار ها و گرفتاری هایی که در عالم توهم و رویا ، پادشاه با آنها روبه روست ، راه حل هایی را هم پیشنهاد می کنند. مثل ده ها و صد ها راه حلی که جاهلان عالم نما برای حل مسائل انسان ارائه داده اند.

راه حل یک چیز است و آن بیدار شدن از خواب.

اما حرکت بازگشت به خداوند چه می گوید؟

ساده ترین ، کوتاه ترین و تنها راه حل اینست که " پادشاه را از خواب بیدار کنیم " . اگر پادشاه لحظه ای از خواب برخیزد  ، راهی را که قرار بود در رویاهای خود برای رسیدن به به پادشاهی در طول سال ها بپیماید ، در لحظه ای طی می کند. اصلا پیمودنی در کار نیست. پادشاه وقتی از خواب بیدار شد ، در می یابد که آن همه رنج و لذت زودگذر ، تنها رویا و توهم بوده . می بیند که نیازی به پادشاه شدن ندارد زیرا او هم اکنون پادشاه است.

نیازی به حل مشکلات خود ندارد. زیرا در زندگی شاهانه ی او اصلا مشکلی وجود ندارد. حرکت الهی می گوید : فقط کافی است پادشاه را از خواب غفلت بیدار کنید.

اما بیداری چگونه رخ می دهد ؟

برای بیدار شدن باید چشم ها باز شوند تا بتوانیم ببینیم. گوش ها نیز شنوا شوند تا بتوانیم بشنویم. باید ذهنمان هوشیار شود و از نا هوشیاری بیرون بیاییم تا وجود و هویت حقیقی خود را درک کنیم. می بایست بیدار شویم . یا در یک آن و یا کم کم . راه بیداری و راه برخاستن از خواب اینست که به بیدار کننده گوش بسپاریم و به او پاسخی شایسته  دهیم.

وقتی کسی از خواب بیدار می شود ( از خواب معمولی) ممکن است یکدفعه و ناگهانی و با یک تحریک و شوک از خواب بلند شود. اما به طور معمول ، فرد کم کم از خواب بیدار میشود. یعنی بیداری و هوشیاری از نقطه ای آغاز شده و لحظه به لحظه بیشتر می شود .  فرد درخواب و بیداری قرار می گیرد و به تدریج خواب کمتر و بیداری بیشتر می شود  تا جائیکه فرد کاملا بیدار و هوشیار می گردد . در مسیر هدایت الهی نیز چنین است. گاهی ( بندرت ) بیداری ناگهانی و فورا صورت می گیرد و گاه مسیر معمولی و طبیعی خود را می پیماید و لحظه به لحظه بیشتر می شود  و پس از سالها بالاخره فرد به بیداری کامل می رسد ....    همه ی پیامبران ، اولیاء و بزرگان ، نقش بیدار کننده را داشته اند. همه ی فرامین و اصول الهی در این جهت قرار دارند و مسیر هدایت الهی روندی است برای بیدارکردن انسانها.

اکثریت انسان ها ، مانند این پادشاه در خوابند . در خواب ، که همان برداشت ها و توهمات است ،  ده ها و صد ها مساله دارند ، سعیشان اینست که هر کدام از این مسایل را تک تک حل کنند. بنابراین به دستاویزها و راه حل ها ی مختلفی  می چسبند .  حالا گاهی در حل این مسایل توهمی موفق  می شوند و گاهی شکست می خورند . غافل از اینکه هر مساله ، رویایی بیش نییت.  شکست و پیروزیشان بیهوده است...

انسان دارای اقندار الهی است. آنجا که حقتعالی می فرماید :  "" سخرلکم ما فی السموات و الارض "" اشاره به همین مقام بزرگ و شاهانه دارد.

انسان ، اشرف مخلوقات است. اما حیف که این مقام بزرگ را فراموش کرده ، اسم خود را نمی داند. والا اگر به جهان بگوید: من کیستم ؟  همه او را می شناسند و از فرمان او ( که فرمان خداست ) تبعیت می کنند.

نام حقیقی پادشاه به همه ی موجودات عالم گفته شده. اگر انسان نام حقیقی  ( هویت راستین ) خود را دریابد ، مقام بزرگ و اقندار جهانی خود را بازیافته است و اگر آن را به یاد نیاورد و در فراموشی و خواب بماند ، همیشه در پستی  و رنج و سختی زندگی خواهد کرد .

کسی که عظمت و بزرگی خویش را پیش از مرگ می یابد ، حتی در دنیاهای بعد از مرگ نیز از آن بهره مند خواهد بود  .  و کسی که در این دنیا و در زمین ، در ضعف و حقارت زندگی می کند این جریان را با شدت هر  چه بیشتر در جهان های بعدی ادامه خواهد داد ...

فردی که در خواب است چگونه بیدار می شود ؟ با ضربه .  این ضربه درونی ( از جانب استاد درونی ) است  و یا بیرونی. اما در هر حال آنچه در درون است باآنچه در بیرون وجود دارد در هماهنگی است.

بعضی افراد با یک ضربه و برخی با چندین ضربه بیدار می شوند .  خواب برخی از مردم ( که تعدادشان بسیار اندک می باشد ) سبک است. با اشاره ای ، ندایی و تکانی فورا بیدار می شوند. اما برخی دیگر ( که اکثریت مردم را تشکیل می دهند ) اینطور نیستند. باید بارها و بارها آنها را صدا بزنی و تکانشان دهی تا بالاخره شاید بیدار شوند. تازه وقتی بیدار شدند ممکن است مجددا بخوابند و یا اینکه در طول روز خواب آلوده باشند.   عده ای هم که متاسفانه تعدادشان اندک نیست ، اصلا خواب نیستند و هرگز بیدار نمی شوند ، زیرا مرده اند .  مگر  " مسیحا نفسی " بیاید و بر آنها بدمد تا زنده شوند ...

 معلم الهی ، از طریق تعالیم حق سعی در بیدار کردن انسانها دارد. نجات و رهایی در بیداری است. تعالیم حق ، ندای الهی است که ما را بیدار می کند .

هدایت عملی استاد حق ، نقش تکان ها را دارد ...  باید کل وجود انسان ، از خواب برخیزد. کسی که کاملا بیدار و هوشیار است با همه ی وجود خود بیداری را تجربه کی کند.  چشم هاو گوش هایش بیدار  ، ذهن و قلبش بیدار ...

ممکن است فردی را از خواب بیدار کنید ولی فقط چشمانش باز شود  زیرا ذهن و قلبش خوابیده و قادر به ادراک و تفکر نیست.  این احتمال وجود دارد که انسان مانند خرگوش بخوابد . بعضی ها شاید با چشم باز بخوابند  ، پس به هوش باشید و فریب بیداری های لحظه ای و محوری را نخورید. همه ی وجود انسان باسد بیدار شود  و از خواب برخیزد. تا این بیداری کامل رخ ندهد ، پیوستن به خداوند و شادی و آرامش لایتناهی ، دست نیافتنی است ......

از کتاب جریان هدایت الهی استاد پیمان فتاحی ( استاد فتاح )

|+| نوشته شده توسط وفادار استاد در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386  |
  برگرفته از كتاب جريان هدايت الهي (استاد ايليا رام الله (پيمان فتاحي)

 بنده ي چه كسي هستيم ؟ از كجا بدانيم؟.....

 ببينيم در طول زندگي ، در اوقات شبانه روز ، از چه كسي

 فرمانبرداري مي كنيم؟ به چه چيزي مشغوليم ؟

 به چه چيزي بيشتر توجه مي كنيم وبه سوي چه چيزي وچه

 كسي درحركتيم ؟ براي چه تلاش مي كنيم ؟

 از اينجا مي توانيم بفهميم در عمل ودر واقع بنده ي چه كسي

 هستيم؟  خداوند وفرمانرواي ما در عمل كيست؟

 به چه كسي نزديك مي شويم ؟ ..........

 برگرفته از كتاب جريان هدايت الهي (استاد ايليا رام الله (پيمان فتاحي)

|+| نوشته شده توسط وفادار استاد در سه شنبه بیستم آذر 1386  |
 دعای برکت " ايليا. م. رام الله"

 بسم الله الرّحمن الرّحيم

 يا حيّ و يا قيّوم.

 يا حيّ و يا قيّوم.

 يا حيّ و يا قيّوم.

 الهـي،اي که با مني،تسليم وخدمتگذارم و روزوشب تورا مي خوانم. الهي،باآنکه تورانمي شناسم اما به توعشق مي ورزم و با تمام وجودم دوستت دارم ... زيرا تو خداي دوست داشتني منــــي تو خوبتريني،توآن يگانه معشوقـــــي ومن باهمه زندگيم تورا مي پرستم و عاشق تو هستم. الهي توهمه زندگي مني، تويگانه معبودمني، توهمه عشق مني، تسليم تو هستم و تورا مي پرستم. الهي،من صداي تورانمي شنوم،اماگوشهايم نام تورا درهرصدايي مي جويند و دهانم در روز و شب نام تورا مي خواند. الهي اي شاه من،سرور من، مولاي من، اين منم،گداي تو، اين منم محتاج تو، اين منم سرباز وفادار تو ، الهي تسليم و خدمتگزار توام، مرا به حضور بپذير. اي پروردگار بخشنده و آسمانيم دوستت دارم. نيازهايم را برمن ببخش، وبزرگترين نياز من حضورتواست. گناهانم راببخش و مراتطهير کن، که بزرگترين گناه من فراموشي تواست. آه الهـي، آه ِدل مرا بشنو و بسوي من آ به من بازگرد زيراچه بسيار مشتاق بازگشت توام، به من بازگرد فدايت شوم، جان مرااز حضورت لبريز کن بگذار دلبستگي ها وخواسته هايم رادر توبسوزانم و قرباني کنم، بگذار خودرا درتو قرباني کنم، سروَرم فدايت شوم، بگذار هرلحظه درتو بميرم وهربار ازحضورتو زنده شوم، عشق خودرا برمن بريز و تنهايي مرا با حضور خود پر کن، بگذار درتو نفس بکشم اي نفس هاي من الهـي ، الهي ، الهـي اي که با مني و من بي توام، اي يارمن که تورااز يادبرده ام، اي معشوقي که تورا گم کرده ام، بگذار تورا بيابم، اي عزيزترينم، اي خوبترينم، اي محبوب من، بگذار حضورت را تجربه کنم و در عشق ات بميرم. اين زندگي جاودانه من است.

 آمين ياربّ العالمين

" ايليا. م. رام الله"

|+| نوشته شده توسط وفادار استاد در سه شنبه سیزدهم آذر 1386  |
 
 
بالا